انسانهای ناندرتال هم اگر می دیدند تو را، فرار را بر قرار ترجیح میدادند ...
ای حیواناتی که اسمتان میمون است ، خواهش میکنم مرا ببخشید از این که این دیوانه را به شما تشبیه کردم...
آنچنان بد سیرتی که رویت هر روز زشت تر از روز قبل میشه ...
روی بدنامان تاریخ را سفید نموده ای ...
باور کن ما خود در این باتلاق فرو خواهیم رفت ...
باور کن ما خود در حال پوسیدن هستیم از دست این روزگاری که به سر ما آورده اند ...
باور کن نیازی نیست اینگونه چپاولمان کنی ...
وقتی توی آن چهارچوب جادویی زلفت رو پریشان میکنی ، چشم شهلا میکنی ، جانم میرود زدستم ...مردم هوار ...یاران هوار ... مست و می آلود و خمار ...مه پاره ایی ای بی بند و بار ... با عشوه هایی بیشمار ( مثل شتر ) ... از دلم بردی قرار ... مردم هوار ...مردم هوارررررررررررررر... آخر من از گیسوی تو خود را بیاویزم به دار *
هنوز هم چیزهایی مانده که برای روزهای آتی گذاشته ام میمون ...
میتوانی اینها را هم چپاول کنی میمون ...
میتوانی اینها را ببخشی به بیگانگان میمون تر از خودت میمون ...
اما یادت نرود که من انسانم اما تو میمون ...
و این آن آخرین چیزی است که توی میمون نمی توانی از من انسان بگیری میمون...
از تمامی انواع میمونهای باغ وحشی ، جنگلی ، چی توزی ، قطبی ، استوایی ، دریایی و کلیه نژادهایی که اسمتان یادم نمانده نهایت پوزش را دارم اما باور کنید که اصل میمون همین میمونی است که اگر شما هم ببینیدش در پیشگاه خداوند هزاران بار او را شکر میکنید که از این نژاد میمون خلق نشده اید ...
میمون ، باور کن پولی که ما در می آوریم حلال تر از آنی است که تو بخواهی تصورش را کنی ... تو حق داری که این حرفها را بزنی آخر در تمامی عمر خودت و جد و آبادت پول حلال به چشم خود حتی به دست اطرافیانت هم ندیده ای، ای دزد بی شرم و آبرو ... ای میمون...
دوران جوانی :

در حال ابراز تملک به همراه اطرافیان و فامیلها :
